أحمد بن حامد كرمانى

10

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

گردانيد [ و رحمت فرمود . شعر عفو كان هست اصل دين دارى * از براى چه روز مىدارى تو ظفر خواستى خدايت داد * او ز تو عفو خواست ، زو كن ياد ] پس شهريار از دفاين و خزاين و زواهر [ و ] جواهر ( كه اندوختهء او و اسلافش بود [ آزاد آمد و ] ملك را خدمتها كرد و ملك « 1 » در ظل سلامت و كنف دولت باز گرمسير [ كرمان ] آمد و عمان تا آخر عهد [ ملك ] ارسلانشاه ( بن كرمانشاه بن قاورد در دست ملوك كرمان بود و پيوسته شحنهء كرمان آنجا ) و بعد از « 2 » واقعهء پدر و جلوس برادرش ملك محمد بعمان افتاد و آنجا مقام كرد و شحنهء كرمان ديگر ( آنجا ) نشد . ( و قاورد شاه در اطراف كرمان محاربات نمود از جمله در دربند سجستان پسرش اميرانشاه قريب ششماه با سنجريان محاربه نمود و حكيم ازرقى ذكر آن مصاف در قصيدهء كه در مدح اميرانشاه بن قاورد گفته ، كرده و غير ازين قصيده قصايد غرّا در مدح اميرانشاه انشاء كرده . و چون تمام ممالك كرمان قاورد را مسخر گشت چتر بر قاعدهء آل سلجوق كه نمودار تير و كمان بود هم بر آن هيأت مضله ساختند و بر سر مثالها نشانى هم بر مثال تير و كمان و كمانچه و بر زير آن طغرا نام و القاب بساختند و در راه سيستان و درهء قاورد در چهار فرسنگى اسفه دربندى ساخته درى از آهن درآويخت و مرد بنشاند و از سردره تا فهرج بم كه بيست و چهار فرسخ است در هر سيصد گام ميلى به دو قامت آدمى چنانچه در شب از پاى آن ميل ، ميل ديگر ميتوان ديد ، بنا نهاد تا خلايق و عباد اللّه در راه تفرقه و تشويش نكنند . و در سر دره كه ابتداى اميال از آنجاست خانى و حوض آب و حمام از آجر ساخته و دو مناره ما بين كرك و فهرج بنا كرده ، يك مناره چهل گز ارتفاع و ديگرى بيست و پنج گز و در تحت هر مناره كاروانسرا و حوض . و از طرف يزد در ده فرسنگى يزد چاهى ساخت و مرد بنشاند و آن را الحال چاه قاورد ميگويند و معتمدان با امانت و ديانت در ممالك بر كار كرد و چهار حد كرمان چنان شد كه گرك و ميش باهم آب خوردى و خصب و فراخى به حدى شد كه نقلهء اخبار آورده‌اند

--> ( 1 ) در ظل دولت و كنف سلامت . - ( 2 ) بعد از فوت ارسلانشاه و جلوس ملك مغيث الدولة - و الدين محمد برادرش سلجوقشاه بن ارسلانشاه ازو بگريخت و بعمان افتاد .